آیا عرفا و حکماء الهی قائل به اکتناه ذات اله هستند؟!
آیا عرفا و حکماء الهی قائل به اکتناه ذات اله هستند؟!
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
پس از پرداختن به چند موضوع سیاسی که نامربوط به عنوان وبلاگ نیز نبود و بر اساس احساس
تکلیف و اثبات این موضوع که فلسفه در عرصه های مختلف می تواند به عنوان یک عنصر
تاثیر گذار و کارآمد نقش آفرینی کند ، به موضوعات مالوف خود می پردازیم.
یکی دیگر از اتهامات واهی که مخالفین عرفان و فلسفه اسلامی-بر اساس کم اطلاعی یا
غرض ورزی-علیه عرفاء بالله و حکماء متاله عنوان می کنند این است که می گویند:
"اینان قائل به اکتناه(درک) ذات و صفات ذاتی خداوند هستند."
و انسان واقعا از این همه بی اطلاعی یا عوام فریبی تعجب می کند.
هرکس که اندکی از کتب عرفا و حکما را هم مطالعه کرده باشد به کذب این سخنان و اهتمام
آنها به عدم اکتناه ذات خداوند پی خواهد برد.
حکایت جالب آنکه مدیر سایت ظاهرا برهان نیوز شبهاتی را مبنی بر این موضوع عنوان کرده
بود و ما هم درصدد پاسخ گویی بر آمدیم و چندین نظر در پاسخ به شبهات وی پخش نمودیم
که متاسفانه مدیر سایت مذکور زحمت کشیدند و تمام آنها را سانسور کردند.
این مباحثه که متاسفانه مدیر سایت مذکور با سانسور نظرات حقیر مانع ادامه آن شد در
ذیل مطلب (تحلیل و نگاهی کوتاه به مناظره آقایان نصیری و رهدار)موجود است.
بنده نیز به این سانسورهای متوالی اعتراض نمودم اما مدیر سایت اعلام کرد که بهتر
است خصوصا در این باب و با حضور در آدرسی که آنها می خواستند اعلام کنند، بحث کنیم.
وی در تاریخ 21 آذر ذیل مطلب(تفسیرصحیح آیه فبشر عباد...)گفت:
اگرشما در قم تشریف دارید وبا توجه به این که شبهات فراوانی دارید حضورا می توانیم به اندازه
کافی و وافی پیرامون موضوعات مختلف مباحثه ای داشته باشیم.
بنده نیزعینا درذیل نظر فوق در تاریخ 22 آذر91 گفتم:اولا شما شبهه دارید.ضمنا چرا حالا در
پستو مباحثه داشته باشیم؟
هم سایت شما موجود است و هم وبلاگ حقیر و ما در خدمتیم.
مردم هم می توانند شاهد مکاتبات باشند.بهتر است به صورت مکاتبه و جلوی مردم باشد نه
در پستو.
مدیر سایت بعد از این مدت رفته که جواب ما را بدهد.
حال از این حواشی می گذریم و به شواهدی از بیانات حضرات عرفا و حکماء در باب عجز
انسان از اکتناه ذات و صفات ذاتی خداوند می پردازیم.البته ما به چند نمونه اکتفا می کنیم اما
شواهد متعدد در این باب در کتب عرفا و حکما موجود است.
از شیخ اکبر مرحوم ابن عربی(ره) شروع می کنیم:
«اما الذات فقد حارث الانبیاء و الاولیاء علیهم السلام فیها»
(شرح فصوص الحکم قیصری؛ فص آدمی ؛ ص69-70)
حتی انبیا و اولیا در اکتناه ذات او سرگردان هستند.
مرحوم ابن عربی پا را حتی فراتر از این می گذارد و می گوید:
و لست اعرف من کل شی حقیقته ــــــــ و کیف اعرفه و انتمو فیهو
من حقیقت و کنه ذات هیچ چیزی را نمی توانم درک کنم.(چه رسد به ذات خداوند)
چون موجودات جدا و بریده از خداوند نیستند.
لا یبلغه عقول العقلاء و لا یصطاده اوهام الحکماء
(شرح فصوص الحکم قیصری ؛ مقدمه،ص26)
-------------------------------------
مرحوم ملای رومی در غزلیات شمس:
به خیال در نگنجد تو خیال خود مرنجان ـــــــ ز جهت بود مبرا ، مطلب به هیچ سویش
در جایی دیگر:
تو که در علم خود زبون باشی ــــــــــ عارف کنه یار چون باشی(به گمانم مولوی باشد)
-------------------------------------
مرحوم حافظ شیرازی(ره):
عنقا شکار کس نشود دام بازچین ـــــــــ کانجا همیشه باد به دست است دام را
------------------------------------
حضرت صدرالمتالهین(ره) نیز الا ماشاءالله در اسفار و مبدا و معاد به عدم اکتناه ذات خداوند
و اینکه محدود نمی تواند ذات نامحدود را بشناسد اشاره دارد.
-------------------------------------
در این بین شیخناالاستاذ علامه جوادی آملی در کتاب قیم توحید در قرآن از مجموعه تفسیر
موضوعی به صورت بسیار گسترده و کاملتر در این باره بحث کرده اند.
دوستان مشتاق می توانند به ص34-41 مراجعه کنند.در صورت عدم دسترسی به
کتاب می توانند در سایت حضرتشان مشاهده فرمایند.
حتی در این کتاب حضرت علامه به بررسی شبهات قائلین به اکتناه ذات از جمله فناء و معراج
و...به صورت مبسوط پرداخته اند.
همچنین ایشان در کتاب منزلت عقل در هندسه معرفت دینی بحث مفصلی در این باره دارند.
----------------------------------
نتیجه آنکه از میان عرفا و حکمای الهی کسی را سراغ نمی آورید که قائل به اکتناه ذات باشد.
و مخالفین نیز متاسفانه مثل همیشه الفاظ را خلط می کنند و به نتیجه غلط نیز می رسند.
عمده ی نقد آنها به بحث فناست که می گویند هرکس به این مقام عین خدا می شود و کنه ذات
خداوند را می شناسد که این برداشت مضحکی است و هرکس شبهه ای پیرامون این بحث فنا
و کنه ذات داشت بنده عین نظر حضرت علامه جوادی را برایش بازگو می کنم تا بدانند که
اشتباه کرده اند.
شواهد بسیاری از عرفا و حکما است که ذکر تمامی آنها مجال بسیار و کتابی مستقل
می طلبید.
به هرحال به همین تعداد نمونه بسنده شد وگرنه شواهد بسیار زیاد است که مشتاقان خود با
مراجعه به آثار حضرات به کرات خواهند یافت.
والحمد لله رب العالمین
«ثقلین»
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 13:14 توسط ثقلین
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ